X
تبلیغات
سعید دوست دارم

سعید دوست دارم

دلم داغون

قربونت بشم سعیدم انقدر دلم واسه ات تنگ شده که حد نداره

دارم میمیرم سعید سه روز که باهات حرف نزدم فقط شب قبل زنگ زدی که اصلا

نشد باهات صحبت کنم میدونم با ناراحتی قطع کردی دارم دیونه میشم.چرا نشد

باهات بحرفم سعید م قربونت بشم من. ببخش .۱۰روز دیگه میایی انقدر این ۲ هفته

داره دیر میگذره که دوست دارم بشینم عقربه ساعت رو با دستم تکون بدم. کاش

بزنگی.

خدددددددددددددااااااااااااااا  چرااااااااااااااااااااااااااا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/12ساعت 18:2  توسط فاطمه  | 

دلتنگ1

سلام

امروز ۳روز میشه که از سعیدم خبر ندارم نه اس نه زنگ حتی بوش رو تو شهر حس

نمیکنم ی فاصله ۲۴ ساعته داریم.رفت سربازیقربونت بشم من شماره پادگان رو

هر جوری که شد پیدا کردمزنگ زدم که گفتن رسیدین انقدر خوشحال شدم که واسه

 خودم میخندیدم. عصرشدوباره زنگ زدم گفتن که نمیشه حرف زد به شما هم هنوز

برگ شارژ تماس ندادن گفتن ۲ .۳ روز دیگه ی حالی شدم که دنیا سرم چرخید.

اینم بهم گفتنن که بعد جایگذینی بر میگردی. میدونم وقتی زنگ زدی خبر خوشت

این که میای .

سعیدم عشقم فافات داره میمیره واسه ی لحظه دیدنت دنیا رو میدم

همش میگم کی صدات رو میشنوم میگی فاطمه

منتظرم ی اس بیاد که گفتی فافام

خدا یا خیلی مواظب سعیدم باش 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1391/06/04ساعت 11:51  توسط فاطمه  | 

دلتنگ

دلتنگ تر از ان شدم که یادت مرا ارام کند  دل تنگ تر از ان شدم که یادت نوازشم کند 


دل گیر تر از ان شدم که شب اهواز ارام کند دل گیر تر و دل تنگ تر از انم که ارام شوم‌


جز تو و بودن تو نوازش تو صدای تو هیچ چیز و هیچ کس و هیچ هیچی مرا ارام نمیکند


دوست دارم سعیدم نشد ادامه بدم بعدا ادامه اش رو مینویسم

الان دارم بهت اس میدم میخوای بری سر کار خیلی دوست دارم


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/03/24ساعت 10:2  توسط فاطمه  | 

سعیدنفسم تولدت مبارک قربونت بشم من.ن

نمیدونم چرا امشب کمی از فافات ناراحتی ببخش اگه نفهمیده ناراحت 

 کردم.

سعید عشق منی سعید جون منی تو.

بهترین روزام روزای هستن که با سعیدم هستم.

و................

بهترین روز بین این روزا روز تولد سعید جونم هست.

تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/13ساعت 0:43  توسط فاطمه  | 

بوسه هات

 

زیرآفتاب داغ بوسه هات ای زلال پاك جرعه جرعه جرعه می كشم ترا به كام

خویش تا كه پر شود تمام جان من ز جان توای همیشه خوب ای همیشه آشنا

هر طرف كه می كنم نگاه تا همه كرانه های دورعطر و خنده و ترانه می كند

 شنادر میان بازوان توماهی همیشه تشنه ام ای زلال تابناك یك نفس اگر مرا به

حال خود رها كنی ماهی تو جان سپرده روی خاك
 

دوست دارم به صفای قدمهایت به روی چشمانم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/12/14ساعت 11:3  توسط فاطمه  |